الشيخ المنتظري

421

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

نقل مىكند كه حضرت على ( عليه السلام ) بعد از وفات حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) كه مى گويد شش ماه بعد از وفات پيغمبر بوده ، بيعت كرد ; ( 1 ) و از نامه بيست و هشتم نهج البلاغه استفاده مىشود كه اين بيعت - اگر فرضاً انجام شده - از روى اجبار بوده است ، اين نامه جواب نامه اى است كه معاويه براى حضرت على ( عليه السلام ) نوشته ، در قسمتى از اين نامه حضرت على مى فرمايد : « قلت انّى كنت اقاد كما يقاد الجمل المخشوش حتّى ابايع ، و لعمر الله لقد أردت أن تذمّ فمدحت ، و ان تفضح فافتضحت . و ما على المسلم من غضاضة في أن يكون مظلوماً ما لم يكن شاكّاً في دينه و لا مرتاباً بيقينه » ( 2 ) و تو اى معاويه گفتى كه من را همچون شترى كه بينى او را مهار كرده باشند مى كشيدند تا بيعت كنم ، به خدا قسم خواستى مرا مذمّت كنى تعريفم كردى ، خواستى مرا مفتضح كنى خود را مفتضح و رسوا كردى ، بر مرد مسلمان نقصى نيست در اين كه مظلوم قرار گيرد در صورتى كه در دينش محكم باشد . چرا حضرت على ( عليه السلام ) براى گرفتن حق خود قيام نكرد ؟ در قسمت دوّم از اين خطبه حضرت جواب از سؤال مقدّرى را مىدهد ، و آن اين كه چرا حضرت كه از غصب خلافت و رفتار با اهل بيت رسول الله ناراضى بود قيام نكرد تا حق خود را بگيرد ؟ حضرت در جواب از اين سؤال مى فرمايد : « و منها : فَنَظَرْتُ فَاِذَا لَيْسَ لِي مُعِينٌ اِلاَّ اَهْلُ بَيْتِي فَضَنَنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ » ( و از جمله اين خطبه است : پس نظر كردم ديدم هيچ كمكى ندارم مگر اهل بيت خودم را ، پس بخل كردم از اين كه آنها شهيد شوند . ) « ضَنّ » به معناى بخل است ; حضرت مى خواهد بفرمايد : همه مردم به جاى

--> 1 - صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1380 ، حديث 1759 2 - نهج البلاغه عبده ، ج 3 ، ص 38